خورشیدولایت-قسمت ششم
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگی نامه مقام معظم رهبری(مدظله العالی)- قسمت ششم

"اگرازسرهایمان کوه ها وازخون هایمان دریاها بسازند نخواهیم گذاشت فرزندانمان درکتابهایشان بخوانندامام خامنه ای راتنها گذاشتند"

ایران من

 به ادامه مطلب بروید...


رتشکیل خانواده

آقا سید علی درسال 1343 وقتی ازقم به مشهد بازگشتندو24سالشان بود تشکیل خانواده دادند.همسرشان بسیار صبور وبانویی رنج کشیده ودارای ملکات فاضله هستندکه با زندگی پرفرازونشیب آقا سید علی به ویژه دردوران مبارزه ساختند وایشان رابرای ادامه مبارزه یاری کردند.

_سال ازدواج من سال 1343می باشد.ازقم که آمدم مشهد فوری دست ما رادرمشهد بند کردند.آنوقت من 24سال داشتم... عیال من هم که یک خانم مبارز و رنج کشیده ای است.دردوران مبارزه ی من مرتباً زندان ومورد تهدید وحمله به خانه وتهدید به قتل واینها بودم ورنجش راایشان می کشیدند؛هرکدام ازاین بچه های من که به دنیا آمدند بنده یا زندان بودم یا تبعید بودم یا درشرف زندان رفتن بودم،وبچه های ما به اصطلاح با این حالت روحی ما به دنیا آمدند،خانم من هیچ وقت نق نمی ز د،اظهارکراهت نمی کرد.بودند بعضی که زنهایشان آنها راتحت فشارمی گذ اشتند که آقا بس است خسته شدیم،دیگر نوبتی هم باشد نوبت دیگران است،ما چه گناهی کردیم ،بچه ها چه گناهی کردند.خلاصه از این حرفها می زدند، آنوقت ها دربین دوستان خودمان این صحبت ها بود که مثلاً زن کی چه جوری است.اما خانم من نه،هیچ وقت شکایت نمی کرد؛مثلاً اینکه تو درزندان بودی ما چه کشیدیم،یا مثلاً تودر زندان بودی چه تهدیدهایی به ما می کردند،بچه ها گریه می کردند،بچه ها مرض شدند،ابداًواصلاً از این چیزها نمی گفت ،وقتی زندان بودم می آمد ملاقات وغذا می پخت و می آورد.

                                                                                                                                                                             ادامه دارد... 

التماس دعا

اَللهُمَ عَجِل لِوَلیِّکَ اَلفَرَج 

هرگونه کپی برداری باذکرمنبع بلامانع است.