خورشید ولایت-قسمت پنجم
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگی نامه مقام معظم رهبری(مدظله العالی)- قسمت پنجم

"اگرازسرهایمان کوه ها وازخون هایمان دریاها بسازند نخواهیم گذاشت فرزندانمان درکتابهایشان بخوانندامام خامنه ای راتنها گذاشتند"

ســنــگــرولـــایــت

به ادامه مطلب بروید...

 


رتحصیلات حوزوی

اولین باردردبستان بودکه بنابه پیشنهاد معلمی که خودش روحانی بود،شروع به آموزش جامع المقدمات نمودند وبعدازپایان دوره دبستان به طوررسمی وتمام وقت به تحصیل علوم حوزوی درمدرسه نواب پرداختند.درکنارتحصیلات حوزوی دوره ی دبیرستان رانیزبه طورشبانه وداوطلبانه می خواندند.

_معلمی داشتیم که خودش طلبه بودومعلم کلاس پنجم ماهم بود-پنجم یاششم-به نظرم هردوسال معلم مابود-اوپیشنهادکردکه به ما درس جامع المقدمات بدهد.می دیدکه من ویکی دونفرازبچه هاعلاقه مندیم واستعدادمان هم خوب بود؛فکرکردکه به مادرس بدهد  ماهم قبول کردیم.

_جامع المقدمات اولین کتابی است که طلبه ها می خوانند.الان هم هنوز معمول است؛خودش مجموعه ای ازجزوات یعنی چند کتاب کوچک است.من چندتاازآن کتابهای کوچک رادردبستان خواندم؛بعد هم که بیرون آمدم به شدت وبا جدیت وعلاقه دنبال کردم.

_من بعداز دبستان دبیرستان نرفتم؛دوره ی دبیرستان رابه طورداوطلبانه وبه صورت شبانه خودم می خواندم.درس معمولی من طلبگی بود وبعد ازدوره ی مدرسه طلبگی رفتم یعنی ازدوازده سالگی به بعد-بنابراین ازهمان وقت ها دیگرمن به فکرآینده-به این معنا-بودم؛یعنی معلوم بود که دیگربناست طلبه بشوم.

_البته طلبگی ولباس طلبگی به هیچ وجه مانع ازکارهای کودکانه ی آن مان نبود؛یعنی هم عمامه سرمان می گذاشتیم هم وقتی می خواستیم بازی کنیم عمامه رادرخانه می گذاشتیم به کوچه می آمدیم وبا همان قبا بازی می کردیم ،می دویدیم-کارهایی که بچه ها می کنند-وقتی می خواستم با پدرم به مسجد برویم باز عمامه راسرمان می گذاشتیم وعبا رادوش می کردیم وبا همان وضع کوچک وچهره ی کودکانه به مدرسه می رفتیم ومی آمدیم.

رادامه تحصیل درحوزه های علمیّه

_ ایشان درسن هجده سالگی همزمان با اخذدیپلم متوسطه موفق به گذرانیدن درسهای سطوح درنزد پدرشان واساتید دیگر حوزه علمیه مشهد مانند((حاج هاشم قزوینی))و((حاج سید احمد مدرس یزدی))شدند.تمام دوران تحصیل ایشان ازآغاز رسمی دوران طلبگی تا پایان دوره سطح،پنج سال ونیم بیشتر طول نکشید.درس خارج راایشان نزدمرحوم آیت الله میلانی-که ازمراجع مشهدومرد ملایی بودند-شروع کردند.یک سال درس اصول ودوسال ونیم دردرس فقه ایشان حاضر شدند؛ضمناً درمشهد که بودند مدتی هم دردرس خارج آقا شیخ هاشم قزوینی-که به اصرارایشان برگزارکرده بود-حاضرشدند.درس دیگری که ایشان گذراندند درس ((فلسفه))ی((آقامیرزاجوادآقا تهرانی)) بود.سپس به توصیه ی یکی ازدوستان نزدشخصی به نام((آقا شیخ رضا ایسی))که درمشهدمحضردار امّا ملای فاضل ومعتقد به حکمت بودند درس ((منظومه))راشروع کردند.

_ درس خارج یک مرحله ای است که درآن طلبه فقه واصول را به صورت استدلالی ازاستاد فرا می گیردنه ازکتاب.کتابی برایش وجودندارد واین استاد است که مسائل فقه ومسائل اصول را برای او استدلال می کند.این بالاترین دوره ی تحصیلی است که البته خودش ممکن است 10سال یا15سال یا 20سال طول بکشد.معمولاً شروع درس خارج در18سالگی یک چیز بی نظیربود.درحوزه مشهد درآن وقت هیچ کس نبود که درآن سن به درس خارج برود ومن می رفتم واین به خاطربرکت وجود پدرم بود.

_شوق آشنایی با حوزه های علمیه جهان تشیع وموأنست با شیوه های تدریس درمراکزعلمی اسلامی،آقا سید علی هجده ساله رادرسال1336به((نجف اشرف)) کشاند ومدت دوسال درآن جا رحل اقامت گزیدودردرسهای اساتید بزرگ آن حوزه حاضر شدند به رغم علاقه به ماندن درنجف،به خاطر مخالفت پدر،به مشهد مراجعت فرموده وسپس به قم عزیمت می کنند.درنجف دردرس های آیات عظام((حکیم))((خویی))((شاهرودی))((آقا میرزاباقرزنجانی)) ((میرزاحسن یزدی))و((آقا سید یحیی یزدی))شرکت می کنند.

_عزیمت آقا سید علی به قم دراواخر سال1337بود که تا سال 1343 به مدت شش سال اقامت ایشان درقم ادامه یافت وسپس به مشهد مقدس مراجعت فرمودند.ازمیان همه درس ها یکی درس ((حضرت امام (ره)))وبعد درس ((آقا مرتضی حاج شیخ))ودرس ((فقه))و((اصول))امام به طور مستمرشرکت می کردند ویک مقدار از((اسفار))ومقداری از((شفا))را ازمحضر((علامه طباطبایی))- صاحب تفسیرالمیزان- استفاده نمودند؛ایشان عملاً تاسال 1347 به تحصیلات به صورت رسمی ادامه دادند.

                                                                                                                                                     ادامه دارد...

التماس دعا

اَللهُمَ عَجِل لِوَلیِّکَ اَلفَرَج 

هرگونه کپی برداری باذکرمنبع بلامانع است.