خورشید ولایت-قسمت سوم/دهه فجر
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحیم

                       بازباران بارید

     خیس شد خاطره ها

                                                                                                                      مرحبابردل ابری هوا.....

ایام الله دهه فجر برهمه شما ایرانیان عزیز مبارک

زندگی نامه مقام معظم رهبری(مدظله العالی)- قسمت سوم

"اگرازسرهایمان کوه ها وازخون هایمان دریاها بسازند نخواهیم گذاشت فرزندانمان درکتابهایشان بخوانندامام خامنه ای راتنها گذاشتند"

دهه فجرمبارک

دهه فجرمبارک

دهه فجرمبارک

دهه فجرمبارک

به ادامه مطلب بروید...

 


رتحصیلات ابتدایی

آقا سید علی ازحدود پنج سالگی آموزش قرآن را درمکتب خانه آغازکردند.ابتدا ایشان رابه مکتب خانه ای که معلمش زن بودگذاشتند وپس ازیکی دوماه درمکتب خانه ای که معلمش مردبود ثبت نام نمودند.

((باید بگویم اولین مرکزدرسی که من رفتم مدرسه نبود،مکتب بود-درسنین قبل ازمدرسه-شاید چهاریاپنج سالم بودکه من بابرادربزرگترازمن را-که ازمن سه سال ونیم بزرگ بودند-با هم درمکتب دخترانه گذاشتند؛یعنی مکتبی که معلمش زن بودوبیشتر دختربودندچندنفرپسرهم بودند.البته من خیلی کوچک بودم.

پس ازمدتی -یکی دوماه- که درآن مکتب بودیم ماراازآن مکتب بر داشتندودرمکتبی گذاشتندکه مردانه بود؛یعنی معلمش مردمسنی بود.شاید شمادر این داستانهای قدیم((ملامکتبی)) خوانده باشید؛درست همان ملا مکتبی تصویرشده درداستان ها راقصه های قدیمی،ما پیش اودرس می خواندیم.من کوچکترین فرد آن مکتب بودم-شاید آن وقت حدودپنج سالم بود-وچون هم خیلی کوچک بودم هم سید وپسرعالم بودم،این آقای((ملامکتبی)) صبح ها من راکناردست خودش می نشاند وپول کمی مثل اسکناس پنج قرانی-آن وقت هااسکناس پنج ریالی بود،اسکناس یک تومانی ودوتومانی،شما ندیده اید-یا دوتومانی ازجیب خود بیرون می آورد،به من می داد ومی گفت:تو اینها را به قرآن بمال که بر کت پیدا کند.))       

ازبین درسهای آن زمان آقا سیدعلی به دروس ریاضی،هندسه،جغرافیا وتاریخ علاقه زیادی داشتند.درس های دینی راهم به واسطه تعلیمات پدرومادرخوب می دانستندوبا علاقه آنها را می خواندند.آقا سیدعلی قرآن رابا صدای بلند ودلنشین قرائت می کردند به طوری که قرآن خوان مدرسه بودند0

((دورانهای کلاس اول ودوم وسوم راکه اصلا یاد م نیست،الان هیچ نمی توانم  قضاوتی بکنم که به چه درسهایی علاقه داشتم؛لیکن دراواخردوره ی دبستان-یعنی کلاس پنجم وششم به ریاضی وجغرافیا علاقه داشتم.خیلی به تاریخ علاقه داشتم،به هندسه هم به خصوص-علاقه داشتم.البته دردرس های دینی هم خیلی خوب بودم؛قرآن رابا صدای بلندمی خواندم-قرآن خوان مدرسه بودم-یک کتاب دینی را آن وقت به مادرس می دادند-به نام تعلیمات دینی-برای آن وقت ها کتاب خیلی خوبی بود؛من تکه هایی از آن کتاب را-که فصل فصل بود-حفظ می کردم.

درهمان دوره ی آخردبستان یعنی کلاس پنجم وششم-تا منبر آقای فلسفی راازرادیوپخش می کردندکه ما ازرادیو شنیده بودیم؛من تقلید منبراورا-دربچگی-می کردم.به همان سبک آن بخش های کتاب دینی راباصدای بلندی وخیلی شمرده،پشت سرهم می خواندم.معلمم وپدرومادرم خیلی خوششان می آمد؛من راتشویق می کردند.بله،این درسهایی بود که آن وقت دوست می داشتم.))

درکنارتحصیل، آقا سید علی مثل بسیاری از بچه هابه بازی علاقه داشتند.هم درکوچه با بچه هابازی می کردندوهم به ورزشهای دسته جمعی مثل والیبال وفوتبال می پرداختند،که والیبال را بیش ازسایر ورزشها دوست داشتند.

((درمورد بازی کردن پرسیدند؟بله بازی هم می کردیم.مدتها درکوچه بازی می کردیم ؛درخانه جای بازی نداشتیم وبازی های آن وقت بچه ها فرق می کرد.یک مقدارهم بازی های ورزشی بود،مثل والیبال وفوتبال واینها که بازی می کردیم.من آن موقع درکوچه با بچه ها والیبال بازی می کردم؛خیلی هم والیبال رادوست داشتم.الان هم اگرگاهی بخواهیم ورزش دسته جمعی بکنیم-البته با بچه های خودم-به والیبال رو می آوریم که ورزش خیلی خوبی است.

بازی های غیرورزشی آن وقت "گرگم به هوا" وبازی هایی بود که درآنها خیلی معنا ومفهومی نبود؛یعنی اگر فرض کنی که بعضی ازبازی ها ممکن است برای بچه ها آموزنده باشد وانسان با تفکر،آنها را انتخاب کند،این بازی هاکه الان درذهن من هست واقعاًاین خصوصیت رانداشت؛ولی بازی وسرگرمی بود.))

                                                                                                                                                    ادامه دارد...

التماس دعا

اَللهُمَ عَجِل لِوَلیِّکَ اَلفَرَج 

هرگونه کپی برداری باذکرمنبع بلامانع است.